ابو الفضل مير محمدى زرندى

282

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

و مجهولات ظلمانى آن كشف گردد « 1 » » ناظر به همين مطلبى است كه گفته شد . سوم : بسيارى از مصنفين براى آزمايش ديگران متشابه و مجملاتى را در تصنيف و تأليف خود مىآورند تا ببينند نظريه و آراء ديگران دربارهء او و يا كتابش در چه حد است پس آنان كه مىدانند مصنف شخصى است حكيم كه هرگز در كلام او لغو ديده نشده ناچار از اين جملات نيز معانى مناسبى اراده كرده است در نتيجه متوقف مىشوند و علم آنها را به مصنف واگذار مىكنند بخلاف كسانى كه داراى امراض و انحراف هستند ، كه متشابهات را بر وفق اغراض خود تفسير مىكنند و بر طبق آن عمل مىنمايند و شايد متشابهات قرآن نيز به همين منظور آورده شده است و آيهء شريفه « فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ » ( آنان كه در قلوبشان انحراف است به متشابهات عمل مىكنند ) شاهد بر آنست . شيخ محمد عبده در تفسير خود مىنويسد : خداوند متعال متشابهات را نازل فرموده تا قلبهاى ما را امتحان كند كه آيا ما به اين آيات متشابه كه معانى آن معلوم نيست ايمان مىآوريم يا نه و معلوم است هر گاه تمام كتاب خدا داراى جملات واضح بودند و معانى آن براى همه خوش فهمان و كم فهمان روشن بود ايمان به آن چندان مهم نبود و تسليم و خضوع ايمان آورندگان را معلوم نمىكرد « 2 » . و گروهى نيز به اين مطلب ، در فلسفهء وجود متشابهات معتقدند « 3 » . چهارم : چه بسا كلماتى است كه در اوايل نزول ، مفهوم روشنى را داشته ولى در اثر طول زمان و از بين رفتن قرائن همين جملات ، معانى متشابهى پيدا كرده كه مطالعه كنندگان چيزى از آن استفاده نمىكنند جز آنان كه از محيط و حالات آن زمان اطلاع و آگاهى دارند . و ممكن است بعضى از متشابهات قرآن از اين قبيل باشد چنانچه كلمهء « نسىء » را كه در آيهء شريفه « إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ » « 4 » . آمده است مىتوان براى مطلب مذكور

--> ( 1 ) مجلهء الهادى ، سال 5 ، شمارهء 3 . ( 2 ) تفسير المنار ، ج 3 ، ص 170 . ( 3 ) متشابهات القرآن ، ابن شهر اشوب ، ص 3 . ( 4 ) سورهء توبه ، آيهء 37 .